Definitely
Definitely /ˈdefɪnətli/Definitely یعنی «قطعاً» یا «حتماً» و بالاترین درجهٔ قطعیت را میرساند. در مکالمه بیشتر برای موافقت پرشور یا تأیید قاطع به کار میرود. این واژه در عین حال یکی از پرغلطترین واژههای انگلیسی از نظر املاست.
کاربردهای اصلی
۱. موافقت قاطع. پرکاربردترین حالت در مکالمه، اغلب بهتنهایی.
- — Should we book in advance?
— Definitely.
«حتماً» / «صددرصد»
۲. تأکید بر قطعیت یک تصمیم.
- I'm definitely going to the concert.
«حتماً به کنسرت میروم» — تصمیم قطعی است.
۳. تأیید یک مشاهده.
- That's definitely her car.
«این قطعاً ماشین اوست.»
۴. پذیرش پرشور یک دعوت.
- — Want to join us?
— Definitely!
املا: پرتکرارترین غلط انگلیسی
غلط رایج این است که بهجای حرف i در وسط، حرف a نوشته میشود. راه حفظکردن ساده است: در دل این واژه، کلمهٔ finite پنهان است.
de + FINITE + ly
درست: definitely
نادرست: definately / definatly / defenitely
نکتهٔ منطقی هم هست: definite از ریشهای میآید که به معنی «محدود و مشخص» است — چیزی که مرز دارد، پس قطعی است. همان ریشهای که در define و definition دیده میشود.
این غلط آنقدر شایع است که در بسیاری از فهرستهای «پرغلطترین واژههای انگلیسی» جایگاه نخست را دارد — حتی در میان انگلیسیزبانان بومی.
مقایسه با واژههای مشابه
| واژه | تفاوت اصلی | نمونه |
|---|---|---|
| definitely | قطعیت دربارهٔ واقعیت یا تصمیم | I'll definitely be there. |
| absolutely | موافقت پرشورتر و احساسیتر | Absolutely! Great idea. |
| certainly | رسمیتر؛ رایج در خدمات مشتری | Certainly, sir. |
| exactly | موافقت با محتوای دقیق حرف | Exactly what I meant. |
| for sure | محاورهای و غیررسمی | For sure, man. |
| probably | یک پله ضعیفتر؛ احتمال نه قطعیت | I'll probably come. |
فاصلهٔ ردیف اول و آخر مهم است. اگر در محیط کاری بگویید definitely، تعهد دادهاید. اگر مطمئن نیستید، از probably استفاده کنید — بازپسگیری یک قول قطعی، بسیار پرهزینهتر است.
شکل منفی و تلفظ
Definitely not یعنی «قطعاً نه» و رد قاطع را میرساند:
- — Would you go back there?
— Definitely not.
توجه کنید که این عبارت بسیار قاطع است و میتواند تند به نظر برسد. برای رد مؤدبانهتر از probably not یا I don't think so استفاده کنید.
تلفظ: چهار هجا با تکیه روی هجای اول — DEF-i-nite-ly. نکتهٔ مهم برای فارسیزبانان: مصوت هجای سوم بسیار کوتاه و تقریباً بلعیده میشود؛ آن را کشیده تلفظ نکنید.
در پیامهای کاری، Definitely بهتنهایی میتواند سرد به نظر برسد. افزودن یک جملهٔ کوتاه آن را گرمتر میکند: Definitely — I'll take care of it.
پرسشهای متداول دربارهٔ Definitely
تفاوت definitely و absolutely چیست؟
هر دو موافقت قاطع را میرسانند. Definitely بیشتر به قطعیت واقعیت یا تصمیم اشاره دارد؛ Absolutely پرشورتر و احساسیتر است و بیشتر شدت موافقت را میرساند. در بسیاری از موقعیتها قابل جایگزینیاند.
آیا Definitely در نوشتار رسمی مناسب است؟
در نوشتار کاری بله. در نوشتار آکادمیک با احتیاط استفاده کنید — نگارش علمی معمولاً از قطعیت مطلق پرهیز میکند و عبارتهایی مثل clearly یا the evidence strongly suggests مناسبترند.
چطور املای درست را به خاطر بسپارم؟
واژهٔ finite را در وسط آن ببینید: de-FINITE-ly. اگر این را به یاد بیاورید، هرگز بهجای i حرف a نمینویسید.
اصطلاحات همخانوادهٔ اصطلاحات پرکاربرد انگلیسی
مشاهدهٔ همه ←- ActuallyActually یعنی «در واقع» یا «راستش». کاربرد اصلیاش تصحیح یک تصور نادرست یا بیان چیزی برخلاف انتظار شنونده است. مهمترین نکته برای فارسیزبانان: این واژه بهمعنی «در حال حاضر» نیست — این یکی از پرتکرارترین اشتباهات است.
- BasicallyBasically یعنی «اساساً»، «در اصل» یا «خلاصهاش اینکه». کاربردش خلاصهکردن چیزی پیچیده به سادهترین شکل ممکن است. در انگلیسی محاورهای بسیار پرکاربرد است — تا حدی که اغلب صرفاً یک واژهٔ پرکننده میشود.
- LiterallyLiterally یعنی «بهمعنای واقعی کلمه» یا «تحتاللفظی». کاربرد اصلیاش این است که تأکید کنید چیزی واقعاً اتفاق افتاده، نه بهصورت استعاری. اما در انگلیسی محاورهای، این واژه بهطور گسترده در معنای معکوس — یعنی برای تأکید بر اغراق — هم به کار میرود.
- ExactlyExactly یعنی «دقیقاً». دو کاربرد اصلی دارد: تأکید بر دقت یک عدد یا توصیف، و — بسیار پرکاربردتر — اعلام موافقت کامل با حرف طرف مقابل، معادل «دقیقاً همین!» در فارسی.
- ProbablyProbably یعنی «احتمالاً» و درجهٔ نسبتاً بالایی از احتمال را میرساند — چیزی حدود هفتاد تا نود درصد. جایگاه دقیق آن روی طیف احتمال، یکی از مهمترین نکاتی است که زبانآموزان باید بیاموزند.
- WhateverWhatever دو زندگی کاملاً متفاوت دارد. در کاربرد دستوری یعنی «هر چه» یا «هر چیزی که». اما بهعنوان پاسخ کوتاه و مستقل، معنایی کاملاً متفاوت میگیرد: بیاعتنایی، بیحوصلگی یا حتی بیادبی — چیزی نزدیک به «حالا هر چی» یا «به من چه».
برای درک کاملتر، اینها را هم بخوانید
- ProbablyProbably یعنی «احتمالاً» و درجهٔ نسبتاً بالایی از احتمال را میرساند — چیزی حدود هفتاد تا نود درصد. جایگاه دقیق آن روی طیف احتمال، یکی از مهمترین نکاتی است که زبانآموزان باید بیاموزند.
- ExactlyExactly یعنی «دقیقاً». دو کاربرد اصلی دارد: تأکید بر دقت یک عدد یا توصیف، و — بسیار پرکاربردتر — اعلام موافقت کامل با حرف طرف مقابل، معادل «دقیقاً همین!» در فارسی.
- ActuallyActually یعنی «در واقع» یا «راستش». کاربرد اصلیاش تصحیح یک تصور نادرست یا بیان چیزی برخلاف انتظار شنونده است. مهمترین نکته برای فارسیزبانان: این واژه بهمعنی «در حال حاضر» نیست — این یکی از پرتکرارترین اشتباهات است.